ضریح مطهر حضرت علی بن موسی ارضا(ع)

از وهابیت بیشتر بدانیم :

همه مذاهب قبول دارند که پیامبر شرط به گمراهی نرفتن را دنبال اهل بیت و عترت بودن  می داند و همه مسلمانان به این حدیث اعتراف دارند پس دلیل این کج رویها دور بودن از عترت پیامبر است و گروهی اجرو مزد پیامبر را مودت ذی القربی می دانند خاصه پیامبر و قران را فراموش کرده و آنچه راه را بر کج رویهاشان باز می کند پیش رو قرار داده و نکته بر داری می کنند.گر چه اینان مودت را مهربانی ومحبت تفسیر می کنند اما باز هم بویی از محبت در رفتارشان دیده نمی شود ،آری محبت اینان شکافتن فرق علی و شکستن پهلوی دختر پیامبر و زهر دادن حسن و قتل عام حسین ویارانش است.به درستی که اینان چه زشت حرمت میهمانی حسین محمد را نگه داشتند در آیین اینان حرمت میهمان ذبح کودک شش ماهه اوست .

اعترافات دکتر العماد (وهابی شیعه شده):"او می گوید در جنوب یمن که اکثر آنها شافعی مذهبند متولد شدم،در آنجا از کودکی عقاید شیخ محمد عبدالوهاب رابه کودکان تزریق می کنند .او می گوید من در دو حوزه برجسته وهابیت ریاض و یمن درس خوانده ام تا به درجه امام جماعت رسیدم واین درجه را تنها با نوشتن مقالات بر علیه علی به من داده اند و برای وهابیت تبلیغ زیادی کرده ام ،کتابهای مجانی در خیابانها و مدارس برای تبلیغ وهابیت به مردم می دادم و مهمترین درسی که در حوزه علمیه امام محمد سعود ریاض می خواندیم اینکه شیعه دوازده امامی و قلات علی اللهی را با هم یکی می دانستیم و میان شیعه وزیانهای وارده بر اسلام تفاوتی نمی دیدیم و امام علی را عامل اصلی ضرر رساندن به اسلام می خواندیم و او را ستون پنجم دشمنان اسلام برایمان معرفی می کردند و کتاب منهاج السنه ابن تیمیه ما را بر علیه علی وشیعه می شوراند و پایان نامه ما باید بر علیه امام علی بود و اگر کتابی می دیدیم که حتی یک حدیث به نفع علی نوشته بود آن کتاب را آتش می زدیم و خواندن آن کتاب را علما کفر می دانستندو فتوا می دادند که خواندن اینها فعل حرامی است .همه کتابها قائل به عدالت معاویه و ظالم بودن علی بودند حال آنکه در همه کتابهای سنی نوشته اند که پیامبر بارها گفته هر کس با علی نیست دشمن من است و ما وهابیت را اهل سنت واقعی و فرقه های دیگر را کافرمی دانستیم با اینکه عمر بارها اعتراف کرده"اگر نبود قضاوت علی،هلاک شده بودم"

آری این وهابیون هستند که امام برجسته آنان آقای بن باز در قرن 20 می گوید هر کس بگوید زمین کروی است و می چرخد کافر است.

قرن20 قزن مادیگری است وانسان بسوی انقلاب کمونیستی 1918 پیش می رود و خدا را در مادیات محصور کرده اند و وهابیون در این برزخ قرن20 بوسیله پول انقلاب می کنند.کمونیست و وهابیت توسل به خدا را کفر می دانند و بسیار نزدیک به هم عمل می کنند و افراد این دو گروه راحت به فرقه دیگری می گروند و دلیل آن خیل کثیر وهابیونی است که قبلا کمونیست بوده اند ویا در حال حاضر هم در کشورهای تازه آزاد شده شوروی،وهابیت شروع به تبلیغ کرده و مردم فقیر آن سرزمین که در گذشته کمونیست و مادیگرا بوده اند راحت با پولهای وهابیون مذهب شیخ محمد عبدالوهاب را پذیرفته و خود را از فقر نجات می دهند .

وهابیت که در گذشته شاید صدها نفر بیشتر نبوده اند با پیدایش نفت چنگ در گلوگاه چاههای نفت زده اند و وجود مکه ومدینه و خیل کثیر زائران ،آنان را بر آن داشته که با پخش کردن کتاب میان حجاج،وهابیت راتبلیغ کنند.

آنان شیخ محمد را بعد از محمد بن عبدالله می دانند وصدها برابر بهتر از علی معرفی می کنند وبا پول دادن به نویسند گان فقیر کشورهای دیگر کتابهای وهابیت را به زبانهای دیگر ترجمه می کنند وبا آمدن نفت،برای چاپ و ترجمه هر کتاب از محمدبن عبدالوهاب 200 یا300 دلار پول به نویسندگان فقیر می دهند و آن نویسنده را به عنوان سفیران کشور در میان وهابیون معرفی می کنند.

در این میان شاید اشتباه تا حدودی از شیعه نیزصادر شده باشد و دلیل اصلی آن مسلمانانی هستند که در گوشه وکنار و حتی در مناطق سیستان و روستاهای اطراف ایرانشهر و چابهار به دلیل فقر مالی با پولهای وهابیون مذهب خود را تغییر می دهند و پیامبر (ص)نیز فرموده:فقر عامل اصلی کفر است .شاید این دوراندیشی پیامبر بوده و اشاره به زمان حال داشته ،پس آگاه باشیم که فردای قیامت با روی سیاه جلوی پیامبر حاضرمان نکنند.

امامت

مگر نه اینکه پیامبر ما خاتم پیامبران و کتاب قرآن کتاب پایانی و جهانی برای همه زمانهاست و آیین اسلام ناسخ همه آیین هاست .پس بای د رهبر این جامعه پس از پیامبرنیز مانند خود پیامبراز نظر جامعیت وعلمی چنان باشد که پاسخگوی همه نیازها باشد ،در میدان نبرد از همه شجاع تر باشد ودر سخنوری گوی سبقت را از همه برباید ،از نظر عبادت وتقوا وملکات نفسانی بهترین باشد ،پس چگونه تشخیص چنین رهبری برای انسانهای معمولی ممکن است ؟پس خدایی که از روی رحمت ولطف خود قانون هدایت بندگان را برخود فرض کرده و پیامبران را فرستاده ،آیا نباید این رهبر نیز فرستاده او یا به زبان پیغمبر او باشد ؟

ادامه نوشته

تاریخ امیر المؤمنین علی (ع)

تاریخ امیرالمؤمنین علی (ع)

در هنگامی که علی مشغول تجهیز تدفین پیامبر بود مردم با ابوبکر پسر قحافه بیعت کردند و حق علی را غصب و در جواب فاطمه گفتند: ای دختر پیامبر ، ما با ابوبکر بیعت کرده ایم و اگر شوهر تو پیش تر با ما با ما می –

گفت ما با ابوبکر بیعت نمی کردیم . در جواب فاطمه ،علی وحسنین  که برای کمک به در خانه آنان رفته بودند

به جز چهار یا پنج نفر کسی به یاری امام علی بلند نشدند تا جایی که معاویه پسر ابوسفیان ، علی را به سخره گرفته و از اینکه بجز عده اندکی به کمک علی بر نخواستند استدلال می کند که دعوت امام به حق نبوده چون اگر حق با او بود مردم با او بیعت می کردند . این حرف از روی بینش نیست زیرا در اول بعثت ، هر چه پیامبر مردم رابه اسلام دعوت می نمود بجز عده انگشت شماری قبول دعوت نکردند  آیا این کاشف از عدم حقانیت پیامبر می باشد ؟به خدا که چنین نمی باشد . هارون خلیفه موسی،هر چه مردم را دعوت می نمود اجابت نکر دند و او را ضعیف شمردن د و نزدیک بود او را بکشند آیا این کاشف از عدم حقانیت هارون بوده؟

امام در دعوت به حق کوتاهی نکرده تا حدی که شبانه فاطمه ،عزیز پیامبر و دو فرزند او را به در خانه های انصار و مهاجرین از اهل بدر وسوابق اسلام می برده واز آنها کمک می خواسته است . در تعجبم،از مردم آن زمان که هر چه داشتند از پیامبر بود ولی با عترت او اینگونه رفتار کردند ،آیا این مزد رسالت پیامبر بوده است؟

فاطمه سهم ذی القربی را از ابوبکر مطالبه کرد ولی او مانع شد با اینکه این اتفاق تنها چند روز پس از مرگ پیامبر روی داد فاطمه را رد کرد و این سهم را در بیت المال قرار داد. بنا بر نقل انس بن مالک :(حضرت فاطمه به ابو بکر گفت تو به ما ظلم می کنی ،مانع ذی القربی را از خمس می شوی ) وحال آنکه خداوند در سوره انفال آیه 41 می فرماید "انما غنمتم من شی فان لله خمسه و للرسول و لذی القربی " (بدانید هر گونه غنیمتی به دست آورید ،خمس آن برای خدا و پیامبر و نزدیکان است ).حال آنکه هر عاقل می داند که "لام"برای مالکیت است و ابوبکر می گوید مقدار آن را نمی دانم وفقط به اندازه مخارجتان به شما می دهم . و فاطمه را به سوی ابو عبیده جراح و جناب عمر ، همان دو نفری که در سقیفه خلافت را از دست علی گرفتند ،ارجاع می دهد . آیا در میان صحابه فقیه تر از آن دو نبود یا اینکه مانند گفته خود ابوبکر در مو رد شهادت دادن علی برای فاطمه ،زمان گرفتن فدک ،با کمال بی ادبی گفت شاهد روباه دمش است ،آیا شهادت این دو نفر برای ابوبکر شهادت روباه ودمش نیست که آن دو هم فدک را از فاطمه گرفتند و شهادت دادند که این حق فاطمه نیست .

حقیقت این است که فدک وذی القربی علی را ثروتمند می کرد و سلطنت ابوبکر را ضعیف .ابوبکر خمس را پنج سهم قرار داد حال آنکه در قرآن شش سهم است « خداـ پیامبرـذی القربی ـیتیم  ـ مسکین ـ وبن سبیل » .

آری اینان حواریون پیامبر اسلامند تنها چند روز بعد از مرگ پیامبر با عزیزترین نزد پیامبر با عزیزترن در نزد او اینگونه رفتار کردند .کار از اینها هم فراتر رفت زمانی که برای بیعت گرفتن از علی  برای  ابوبکر موفق نشدند به در خانه فاطمه حمله کردند ،عمر هیزم طلبید و به درب خانه فاطمه ریخت  و فریاد زد ،علی اگر بیعت نکنی خانه را با آنچه در آن است می سوزانم . درب خانه را باز کردند فاطمه ناله کرد : یا ابتا ببین امت تو با دخترت چه کردند هنوز چند روزی نیست که از بین آنها رفته ای ،چه خوب حق رسالتت را ادا کردند در حالی که به همه شان گفته بودی مزد رسالتت نیکی به اهل بیتت است ، «قنفذ» فرستاده ابوبکر شمشیر را در حالی که در غلاف بود  بر بازو و پهلوی حضرت فاطمه زد و فاطمه را بین درب ودیوار گذاشت و درب چوبی را بر بدن فاطمه فشار داد تا جایی که میخ چوبی در بازو و سینه فاطمه فرو رفت و جنین پنج ماهه او سقط شد . شرمم می آید از گفتن این اتفاقات و از اینکه دیگران بدانند که حواریون محمد با دختر او چگونه رفتار کر دند اما می گویم تا مظلومیت بقیع وال محمد بر همه روشن شود و همین شروع بیماری و درد فاطمه بود تا با همین درد از دنیا رفت ولی حاضر نشد با غاصبان فدک روبرو شود یا در تشییع او شرکت کنند. علی شبانه فاطمه را غسل و تدفین کرد در حالی که بیش از سه چهار نفر با او نبودند و به وصیت فاطمه مخفیانه او را دفن کرد  و پنهان بودن قبر فاطمه سند ظلم و اسلام ستیزی این گروه بعد از وفات پیامبر است . مخفی بودن قبر فاطمه لکه سیاهی است بر پیشانی حواریون پیامبر وتا قیامت باقی خواهد ماند

فاصله وهابی تا..ا..ا....ااا مسلمانی

این اسلام نما آقای محمد بن عبد الوهاب اول مذهب جعفری را رد کرد وبعد هم  تمام کلمه اسلام وقران و برنامه های اسلامی را رد می کند . هیچ یک از مذاهب اسلامی بیشتر از ده درصد با اینها اشتراک ندارند. این هم به قولی (برای خالی نبودن کتابت) است. ابتدا لبه تیز شمشیرشان را متوجه ائمه وسپس شیعه کردند و بعد همه معتقدات ما را رد می کنند وبدعت می شمارند .

وجود آثار بر قبر مؤمن را بدعت، قران خواندن و طلب مغفرت برای او و نماز خواندن بر سر قبر او را بدعت می شمارند و جسورانه قبور اهل بیت رسالت را خراب کر دند به مستند اینکه بدعت است و اما وقتی نگاه می کنیم حتی در زمان خلفا مختلف برای مسلمانان و حتی خلفا گنبد می ساختند در زمان عمر که قدس را تصرف کرد قبر یوسف و داوود پیامبر را خراب نکردند حتی خودشان را به آن می مالیدند و متبرک می کردند و طلب آرزوی فتح بیشتر بواسطه آنان می کردند  بیدار باشیم که چه بسا منتهی شود به از بین بردن مسجد النبی و بعد هم کعبه همان طور که اصحاب گذشته این گروه منجنیق بر کعبه گذاشتند و دستور تخریب آن را دادند .

وقتی قران می گوید (کسانی که در راه خدا کشته شوند مرده نیستند ونزد پروردگار خود روزی می گیرند )پس آیا پیامبر که عین کلمه حق الله است زنده نیست ومیت است؟ همه این اتفاقات سند ظلم گروهی اسلام نما از ابتدای حکومت علی تا به غیبت مهدی آل محمد است تا جاییکه  حتی به زنان وکودکان شیعه رحم نمی کنند . به کوری چشم این اسلام نماها نام پیامبر و دوازده امام مبین باقی خواهد ماند همانگونه که تا به حال سالروز شهادت و ولادت آنها زنده مانده است.

افکار وهابی

این گروه مسلمان نما (وهابیون) تقریباٌ از سال 1343 هجری قمری توطئه های خود را به صورت علنی

آغاز کردند . در این سا ل قبور مطهر عبدالمطلب و ابیطالب و خدیجه وحمزه عموی پیامبر

و عبدالله و آمنه پدر ومادر پیامبر را با خاک یکسان کردند و حتی دست به سرقت بعضی از

اشیاٍ گرانبها نیز زدند.

سپس در مدینه گنبد پیامبر را تخریب کرده اما از ترس مسلمانان به قبر پیامبر تعرضی نکردند

و در این میان قبر ام البنین فاطمه بنت اسد ،مادر امیرالمؤمنین را تخریب کرده و بعد هم

در کربلا ضریح مبارک سید الشهداء را ویران و اشیا گرانبها را سرقت و به سرعت به طرف

نجف حرکت کردند اما شکست خورده باز گشتند.

تاریخ حضرت فاطمه (س)

فاطمه(س) : از ولادت تا شهاد ت(۱)

خداوند به پیامبر پیام فرستاد ای محمد چهل روز برای

عبادت به کوه برو ،نزد همسرت نرو،روزه بگیر و

عبادت کن .پیامبر با علی از خانه به قصد انجام فرمان

 الهی بیرون شد .غذای او را جبرئیل می آورد و مائده

آسمانی بود و شب و روز عبادت خدا را می کرد.پیامبر

 علی ر نزد همسر خود فرستاد و فرمود به او بگو

نیامدنم دلیل بر عدم محبت نسبت به تو نیست.بعد از

چهل روز جبرئیل دستور داد به نزد همسرت برو.

خداوند غذای تو را پاک ،جسم وروحت را مطهر

 ساخت تا فرزندی از نسل تو متولد شود که سیده زنان

عالم ومادر امامان بعد از توست وملائکه بهشت در

تولدش حضور داشتند .

حال ببینیم چگونه به عزیز پیامبر بی احترامی

کردند او را خوار شمردند،تا جاییکه در سن هیجده

 سالگی کمر آن حضرت خمیده شد. با اینکه می-

دانستند پیامبر بارها گفته مزد رسالت من بر شما

احترام به خاندان من است. براستی چه خوب

 احترامش گذاشتند تا جاییکه دستور داد قبرش مخفی

و در تدفینش کسی حضور نداشته باشد. پنهان بودن

 قبر این مظلومه ،خود سندی محکم بر ظلم نسبت به

اوست واینکه فاطمه وهمسرش و اولاد پاکش حق

 بوده اند و گروهی قصد خاموش کردن نورشان را

داشته ودارند وحتی از قبر ائمه ما نیز می هراسند

آنها می دانند که حتی قبر های آنان نیز توان تسخیر

 قلب های بسیاری را دارند حتی اگر آن قلب ها را

 خار نفاق پوشانده باشد.

ارث فاطمه را گرفتند وکذب (لا نورث ما ترکناه صدقة)

راآوردند ومی دانستند این ارث وثروت قلبهای

گروهی را به سمت اسلام می کشاند.     

 

من از همه عاقلان می خواهم که در این روایت دقت کنند :

آیا فاطمه نمی دانست که پیامبر چنین گفته و یا اینکه می –

دانست و با وجود این طلب ارث کرد ..! آنها حق اوراغصب

کردند .خداوند پیامبران را وارثان پیامبران می داند :

سوره نمل آیه 16(و ورث سلیمان داوود)...سوره نساٍ آیه11

(و یحیی از ذکریا ارث برده )و آن عموم قران است

که اولاد را وارث دانسته .آیا خداوند محمد را از این

عموم بیرون برده یا اینکه فاطمه بر دین پدر نبود تا

از او ارث ببرد؟ ابوبکر پسر قحافه ازپدرش ارث می برد

 اما فاطمه ارث نمی برد .حال باز هم میگویید پیامبر این

 حرف را به فاطمه نگفته ،به علی که دروازه علم اوست

 نگفته، وفقط به ابوبکر پسر قحافه گفته..؟

فاطمه بارها از انصار کمک خواست تا حق اورا از انصار

بگیرند، در عجبم از مسلمانان آن زمان که چگونه با عایشه

 همراه شدند وبه جنگ علی آمدند وجنگ جمل به پا نمودند

ولی با سیده زنان همراهی نکردند و حق او را از غاصبان

 نگرفتند .هنگامی که علی حاضر نشد با آنان بیعت کند و

با گروه قلیلی در خانه خود تحصن کرد. خواستند علی را

 به زور به مسجد ببرند تا برای ابوبکر بیعت بگیرند اما

 موفق نشد ند .عمر هیزم طلبید وگفت به خدا قسم اگر

 بیرون نیایی خانه را با هر کس که دراوست آتش می زنم

 

وقتی برای زیارت مزار پیامبر می رویم اگر با صدای بلند سلام کنیم آیه (لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت نبی )

را برایتان می خوانند و شما را منع می کنند.و اگر گریه کنی ویا آرزویی بخواهی اشاره به قبر می دهند و

می گویند (میت) ...آیا این دو جمله ضد ونقیض نیستند..؟

اسلام مبهم وهابی....!

آیا قران نفرموده (..خلق الموت و الحیات...)..؟

آیا پیامبر  به درست تدفین کردن مؤمن و به نشانه گذاشتن و پا نگذاشتن بر روی قبر و برجسته بودن حداقل چهار انگشت از سطح زمین عادی سفارش نکرده است؟

در دید شیعه ،برای پیامبر حیات وممات فرقی ندارد و ممات ادامه حیات است. وقتی قران

می  فرماید هنگامی که مسلمانی گناهی کرد نزد پیامبر بیاید واعتراف کند و طلب عفو ومغفرت نمایدکه اگر پیامبر برایش طلب عفو کند بخشیده می شود. آیااین به دور از عدالت خداوند نیست

که مسلمانانی که زمان حیات پیامبر نبوده اند باید از این نعمت بی نصیب باشند پس آیا بهتر نیست که این قبر مطهر برای همیشه باقی بماند تا آیندگان نیز از لطف دائمی پیامبر فیض ببرند و همگان بدانند که ما پیامبرمان را دوست داشتیم وقبرش را برای آیندگان حفظ کرده ایم.